در اواسط قرن بیستم ، روان شناسان توجه خود را به تجزیه و تحلیل خصوصیات افراد متمرکز کردند تا بدین پرسش پاسخ گویند : کدام ویژگی های فردی کار آفرین است که وی را از غیر افراد کار آفرین متمایز می سازد ؟ پژوهش های این گروه را به عنوان رویکرد ویژگی های شخصیتی می نامند . علی رغم این تلاش ها تاکنون الگوی قابل استنادی برای تشخیص کارآفرینان موفق وجود ندارد . لیکن مهم ترین ویژگی هایی که بر اثر تلاش

پژوهشگران به دست آمده است را می توان چنین بر شمرد :

 

اعتماد به نفس ، استقلال رای ، خوش بینی ، نیاز به موفقیت ،پشتکار ، سخت کوشی ، پیشگامی ، ریسک پذیری ، اشتیاق به کارهای بزرگ ، رفتار هدایت گونه ، مردم داری ، انتقاد پذیری ، ابتکار و نو آوری ، انعطاف پذیری ، کاردانی و تدبیر ، تغییرپذیری ، دوراندیشی و قدرت درک همه صفات نوزده گانه مذکور در همه کارآفرینان وجو ندارد ، لیکن عموما صفاتی نظیر اعتماد به نفس، توانایی ریسک پذیری ، نرم خویی ، نیاز به کامیابی و استقلال جویی به میزان بالایی در اکثر کارآفرینان وجود دارد.

از اوایل دهه 1960نیز جامعه شناسان  به دسته دیگری از متغیر های جمعیت شناسی  پرداختند که از آن تحت عنوان رویکرد رفتاری یاد می شود . در این رویکرد ضمن توجه به فعالیت های یک کارآفرین ، دلایل و چگونگی تشکیل یک فعالیت کارآفرینانه نیز مورد بررسی قرار می گیرد . این دیدگاه علاوه بر ویژگی های شخصیتی که در رویکرد ویژگی های شخصیتی مورد تاکید بود ، به عوامل محیطی و ویژگی های رفتاری فرد شامل تجارب ، سوابق شخصی و فردی وی نظیر سن ، خانواده ، دوره کودکی ، تحصیلات ، عوامل تجربی مانند پذیرش الگوی نقش ، نارضایتی شغلی ، اخراج از کار و .... هم توجه دارد . در این دیدگاه کارآفرینی فرایندی است که فرد کلیه فعالیتهای کار آفرینانه را برنامه  ریزی ، اجرا و کنترل می کند . طرفداران این دیدگاه معتقدند بروز برخی عوامل محیطی و تاثیر آن بر فرد نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم فرد به کار آفرین شدن دارد .

 

برگرفته از کتاب : کارآفرینی وعصر تکنولوژی در هزاره سوم